تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic نگارکویر
درج شعری از قیصر امین پور در وبلاگ دوستم نوظهورسال ایران باعث شد تا بنده نیز دراین پستم شعر دیگری از ایشان قرار دهم 

دردهای من گرچه مثل دردهای مردم  

زمانه نیست 

درد مردم زمانه است 

مردمی که چین پوستینشان

مردمی که رنگ روی استین شان 

مردمی که نام هایشان

جلدکهنه شناسنامه هاشان 

درد می کند....

دفتر مرا

دست درد می زند ورق

شعرتازه مرا

درد گفته است

درد هم شنفته است

پس در این میانه من

ازچه حرف می زنم؟

درد ،حرف نیست

درد ،نام دیگر من است

من چگونه خویش را صدا کنم؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 21:30 توسطحسین مهدیزاده اردکانی | |

مابایدبپذیریم که رقابت انتخاباتی در کشورمان ناعادلانه است. باید بپذیریم که هژمونی نهادهای عریض وموازی کارکردشوراهاراعقیم نموده است. باید بپذیریم که عده ای از نردبان دموکراسی بالای بام قدرت رفته وسپس با یک لگد نردبان را به زمین می اندازند .بایدبپذیریم که در کشورمان حضور در انتخابات به معنی شرکت در مسابقه ای است که وقتی داور سوت اغاز ان را می زند عده ای از حریفان چند پله جلوترندو بعضی از مواقع داور نیز با انان است وباید بپذیریم که........

اگر حاکمیت مردم ماحصل سهم هر شهروند در سازماندهی حکومت باشد پس باید برای هر شهروند حقی قائل شد تا بتواند با همکاری ومشارکت او حکومت دلخواهش تحقق یابد. اگر این مشارکت از راه انتخابات باشد پس هر شهروند حق رای دارد وهیچ کس در هر مقام و منزلتی که باشد نباید به خود اجازه دهد که این حق را از او بگیرد در اصل ۵۶ قانون اساسی این موضوع صراحتآ ذکر شده است .

از نظر جان لاک چون حقوق طبیعی وجود دارد که انها را خداوند به ادمی تفویض کرده است حکومت باید حامی این حقوق باشد. اگر حکومت حتی یک قدم از این حقوق را زیر پا بگذارد از قدرت خود سوء استفاده کرده است .جان لاک می گوید قدرت حکومت باید محدود شود تا حقوق طبیعی انسانها را نقض نکند. اگر حکومت از قدرت خود سوء استفاده کرد باید از شرش خلاص شد. 

از نظر پوپر نیزحکومت دموکراتیک حکومتی است که مردم بتوانند با رای نه بزور ان را عوض کنند.حکومتی که خود شهروندان را در قبال کار های حکومت مسئول قرار دهد تا در صورتی که از نتایج نا خرسند باشند خویشتن ونه دموکراسی را سزاوار نکوهش بشمارند. 

اگر انتخابات گذشته وهرم سنی و اجتماعی کنش گران جامعه را رصد کرده باشیم خواهیم دید که انفعال وتحریم نمی تواند مشروعیت انتخابات را از مقدار استاندارد جهانی (۴۰تا۴۵درصد) کاهش دهد.

کالبد شکافی کنشگران جامعه ایران نشان می دهد که اقتدارگریان در همه حال ۱۵درصد ارا را در صندوق قرض الحسنه خود ذخیره دارند واین مقدار نه ریزش دارد نه رویش. نزدیک به ۶درصد رای اولی ها که لحظه شماری می کنند تا در انتخابات شرکت نمایند واگر کنشگرانی که در حال ورود به دانشگاه وبیکارانی که خواهان استخدام وهمچنین افراد مسنی که عدم شرکت در انتخابات را گناه شمرده ویا خانواده هایی که حس ناسیونالیستی انها را وادار به شرکت در انتخابات نموده اضافه نماییم متوجه می شویم که ۴۰تا۴۵ درصد مردم در انتخابات شرکت نموده وجالبتر این که حکومت این تعداد ارا را مصادره به مطلوب خود می نماید. با این حساب محافظه کاران عملآ با۱۵درصد سنگرهای قدرت را فتح می کنند.

به عنوان مثال ارا نماینده سی ودوم تهران در انتخابات مجلس ششم که الان ریاست مجلس هفتم را بر عهده دارد وبا دوپینگ سیاسی وارد مجلس ان دوره شد هیچ تفاوتی  با ارا او در مجلس هفتم نداشت. ویا شهرداری که از خیابان بهشت به کاخ سعد اباد نقل مکان نمود با ارا ۲۰درصد مردم تهران  انتخاب شده بود . پس به نظر من بهتر نیست برای اچمز نمودن اقتدار گریان در انتخابات شرکت نموده تا در اینده همانند انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته دیدی نوستالژیک نداشته باشیم؟؟ 

در مورد انتخاب اعضای مجلس خبرگان نظر خود را قرین می کنم با نظر دکتر محسن کدیور که:

اعضای مجلس خبرگان می باید همه تخصص های مرتبط با مدیریت جامعه را دارا باشند تا بتوانند به طور واقعی نظارت کنند اعضایی که تنها در فقاهت متخصصند چگونه می توانند ابعاد سیاسی و فرهنگی واقتصادی امنیتی ونظامی وحقوقی مدیریت را مورد ارزیابی قرار دهند تایید فقیهان تنها در فقه معتبر است. 

اعضای مجلس خبرگان می باید از منصوبین ومنسوبین ولی فقیه نباشند چرا که منصوبین ومنسوبین ولی فقیه حداقل در موضع تهمت عدم بی طرفی نسبت به ولی فقیه هستند. نظارت نوعی قضاوت وشهادت است وبی طرفی قاضی وشاهد امری مفروغ عنه می باشد.

+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 21:43 توسطحسین مهدیزاده اردکانی | |

در سراسر جهان جنبش های اجتماعی درجهت ایجاد تغییرات ویابرای دستیابی به اهدافی خاص به وجودمی اید. جنبش های اجتماعی می تواندبر اساس فعالیت های اجتماعی وسیاسی ویا موقعیت هایشان در جامعه به جنبش های کارگری وجنبش های دانشجویی و....تقسیم بندی نمود.

 جنبش دانشجویی معاصر درکشورمان به ۱۶اذر ۱۳۳۲ برمی گردد که دانشجویان به سفر نیکسون معاون محافظه کار امریکایی به ایران مخالفت می کردند وتظاهرتشان به خاک وخون کشیده شد وسه ستاره درخشان شریعت رضوی -قندچی وبزرگ نیا به شهادت رسیدند. 

بعداز ان جنبش های دانشجویی توسط افرادی چون مهندس بازرگان ودکترسحابی سازماندهی وبا حضور در جلسات حسینیه ارشاد وگوش نمودن به سخنرانی های دکتر شریعتی به مرحله بلوغ خود رسید . تودهای مردم با راهنمایی های دانشجویان در مقابل رژیم شاهنشاهی ایستادگی نموده ودر نتیجه انقلاب ۵۷به پیروزی رسید. 

بعد از انقلاب نیز این دانشجویان بودند که احساساتی عمل نموده ؟ ولانه جاسوسی را به تسخیر در اوردند و۴۴۴روز امریکاییان را به گروگان گرفتند وانقلاب وکشور را وارد مرحله جدیدی نمودند.

با اتمام جنگ و تغییر وتحولاتی که در سال۷۲ در انجمن های دانشجویی بوجود امد هماهنگی های جنبش های دانشجویی بود که به رنسانس دوم خرداد ختم شد .

بعد از حادثه کوی دانشگاه وبر اثر شانتاژ های بعضی از افراد وگروه های سیاسی ورادیکال که تسویه حساب های شخصی خود را به دانشگاه کشانده  وباعث اختلاف و انشقاق بین انجمن های اسلامی دانشگاه های کشور شده وعملآ در این چند سال جنبش دانشجویی حالت انفعال ورخوت به خود گرفته است وبه نظر من یکی از دلایل پیروزی محافظه کاران در انتخابات گذشته به عقیم ماندن جنبش های دانشجویی در کشور برمی گردد که خوشحالی محافظه کاران را در پی دارد. 

درپست اینده سعی می کنم مطالبی را در مورد اانتخابات شوراها وخبرگان بنویسم البته موارد ایجابی انتخابات. وموارد سلبی انتخابات شوراها و به خصوص مجلس خبرگان را به بعد از انتخابات موکول می نماییم . 

بنیامین هی گینز استاد دانشگاه تگزاس می گوید: 

هیچ سازمان ومقرراتی درزمینه تغییر واصلاح ساختار سازمان نمی تواند موثر باشد مگرمردانی که ان را اداره می کنند بدانند چه کاری انجام می دهند.

                      ندهد هوشمند روشن رای              به فرومایه کارهای خطیر    

                      بوریاباف اگرچه بافنده است             نبرندش به کارگاه حریر

                                        

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 22:25 توسطحسین مهدیزاده اردکانی | |

معمولآ مشروعیت درارتباط اطفالی به کاربرده می شود  که درچارچوب یا خارج از عقدنکاح متولد می شوند. یعنی اگر طفلی محصول روابط ازاد باشد غیر مشروع بوده درحالی که اگر ماحصل ونتیجه عقد نکاح باشد به ان ولد مشروع می گویند.

به تدریج در ادبیات وسیستم های سیاسی کشورها مشروعیت(پشتیبانی مردم) برای حکومت به کاربرده شده واز لحاظ کیفی وکمی مورد مطالعه جامعه شناسان وسیاستمداران قرارگرفت . تعریف دقیقتر مشروعیت عبارت است از :پذیرش قلبی وتسلیم شدن وگردن نهادن مردم به حاکمان. 

انواع مشروعیت از دیدگاه ماکس وبر

۱-مشروعیت سنتی

نظام های سیاسی سنتی تقریبآ منسوخ شده است ولی تاقرن نوزدهم این نظام ها بصورت قبیله ای وهزارفامیل ویا امپراطوری و... بوده که خویشاوندسالاری از نکات بارز این نظام ها می باشد. 

مثال عملی ان می توان در کشورمان در دوران قاجاریه اشاره کرد که سمت استانداری ها وفرمانداری های استان ها وایالت ها بین افراد خانواده تقسیم شده بود.

۲- مشروعیت کاریزماتیک

دربسیاری از انقلابات یک شخصیت برجسته وفرهیخته با ویژگی های استثنائی وجذاب(کاریزماتیک) نقش اساسی داشته است. در انقلاب چین(مائو) درویتنام(هوشی مینه) درهند(گاندی) دراندونزی(سوکارتو)درکوبا(کاسترو) درافریقای جنوبی(نلسون ماندلا) ودر ایران امام خمینی می توان نام برد.

علت نامیدن کاریزما به رهبران این نظام ها ان است که رهبرجنبه تقدس وحرمت خاصی یافته وتوانایی بسیج وتحرک را در نفس مسیحایی خود نهفته دارد.

۳- مشروعیت عقلایی وقانونی (عقلانی)

مشروعیت این نظام ها مبتنی بر قرار دادهای اجتماعی والگوهای مکانیکی است. لذا سعی می شود تا مکانیزم هایی درجهت جلب رضایت مردم وتشویق ان ها به مشارکت ایجاد گردد. این مکانیزم ها می تواند پارلمان واحزاب وشوراهاو.... ونهایتآ شکل عریان وبارز مشارکت سیاسی فعال وخودجوش انتخابات باشد.

اساس ارتقای مقام در نظام های سیاسی عقلایی صلاحیت ها وشایستگی ها واستعدادها ولیاقت های فردی است نه میزان ارادت وعنصر حسب و نسب ودودمان.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 17:54 توسطحسین مهدیزاده اردکانی | |

 اگراپیستمه های متولیان حکومت رادرچندین سال اخیربررسی نماییم متوجه می شویم که اخلاق را به عنوان چرخ پنجم درشکه محسوب نموده ودر تالار قدرتشان استراتژی خاصی برای ان پیش بینی ننموده اند. نهادهای متولی اخلاق که به طور غیر هندسی نیز تشکیل یافته اند سالیانه بودجه های گزافی از بیت المال را می بلعند وتولیدات ان جزء انسان های که دین رامساوی بافقه می دانند چیزدیگری نیست ودرگفتارها ونوشته هایشان حتی بالانسی بین فقه واخلاق دیده نمی شود این نهادهااز نهادهای میلیتاریستی گرفته تا ستادهای نماز جمعه ووزارت فرهنگ و ......که هر کدام خواهان رسیدن به مدینه فاضله موردنظر خودشان می باشند ولی افسوس که هرروز باافت اخلاقی جامعه روبرو بوده ایم. 

جامعه به ان حداز انحطاط اخلاقی رسیده است که درعرض چندین روز سی دی های غیراخلاقی یکی از هنر پیشه ها را می توان در اکثر منازل مشاهده نمود.  

امام صادق می فرمایند:

              مامن مظلمه اشدمن مظلمه لایجد صاحبها عونآ الاالله عزوجل  

  هیچ ستمی سخت تروبدتر ازستمی نیست که مظلوم یاوری جزء خدای عزوجل نداشته باشد. 

              الهی دانایی ده که ازراه نیفتیم          بینایی ده تادرچاه نیفتیم   

              دست گیرکه دست اویزی نداریم         بپذیرکه پای گریزی نداریم 

                                                                                  (مناجات نامه)

+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 9:50 توسطحسین مهدیزاده اردکانی | |